تبليغاتX
نوشته های بی منظور
پیک نیک در میدان جنگ ..

مسخره ترین فیلمی که توی عمرم دیدم بود واقعا جا داره از دست اندر کاران فیلم تشکر کنم واقعا سپاسگذاریم .و به نمایندگی از طرف همه مردم ایران بهتون خسته نباشی میگم..

آخه رحمت به عمت این فیلمه که ساختی مسخره دستگاهی نمیدونم جرا علی صادقی قبول کرد توی این فیلم بازی کنه.

واقعا روی سینمای دنیا رو روز به روز سفید تر میکنیم ....

سال الگوی اصلاح مصرف با فیلم های بی مصرف.

بیشتر از این توضیح نمیدم و از خودتون میخوام که همه جیز رو با چشم خودتون ببینید.

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 88/07/27 و ساعت 11:50 |
چند روزه چه خبره مردم/؟؟؟؟؟

این همه اخباری که من نبودم و حالا داره به گوشم میخوره حقیقت داره ؟؟؟؟

مگه میشه  این همه مردم عقل تو سرشون نباشه و این کارارو بکنن!!!

خوردین .دیدین بازم گول خوردین ..... یه بزرگی میگه که یه آدم عاقل از یه سوراخ مار دو بار نیش نمیخوره...

چی فکر کردین .... مگه میشه رای من و تو جایی معلوم بشه .. ۵ روز تمام به جای مناظزه فیلم توی تلویزیون نشونمون میدادن... بد بختی اینجا بود که کسی باور نمیکردو به هرکی میگفتی که داره فیلم نگاه میکنه و اینا از پیش تایین شده است/

به هر  حال بازم گول خوردین و رفتین پای صندوق ...

الانم که همه چیزو از دست دادین دیگه این مسخره بازیا چیه ... شیشه شکستن و درگیری با نیروی انتظامی و این حرفا چیه....

اشتباه کردین و گول خوردین .... ایشالا چهار سال دیگه ......

  

  

 

بازم گول میخورین..... بیشتر حرف میزنم ولی الان توی کافی نتم و نمیتونم بیشتر از این بمونم باید  برم و به مغازم برسم....

فعلا تا یه فرصتی که بتونم مغز همتون رو بخورم

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 88/03/31 و ساعت 20:5 |

گندتون در بیاد اخراجیهای ۲ هم فروختین . ندزدیدن

اخراجیها سرقتی

آی رو سیاه بشین .. آی به خاک سیاه بشینین.آی به حق ۳ تن از ۵ تن زگیل توی چشاتون در بیاد.

میپرسین برای چی؟

اخراجیهای ۲ رو کی دزدید؟ بازم یکی از امثال من بود؟بازم یکی از باند های قاچاق فیلم بود.؟

توضیج دادن نداره ... چون تابلو کردین که همه چیز سازمان یافته است.... همه چیز از خودتونه(کِرم)

همیشه باند مخوف میدزدید !!!! الان چی ... نکنه باند مخوفتون صدا و سیما بود !!!

یکی از بچه ها میگفت از هر مغازه ای اخراجیهای ۲ رو بگیرن ۱۰ سال حبس داره با ۱۰ میلیون جریمه!!!

عمو چرا از بیخ جلوشو نمیگیرین؟

البته راس هم میگین پیدا کردن اولین نفر خیلی به کار نمیاد و بهتر اونه که اولین نفر فیلم رو لو بده بعد از ۲ روز نیروهای رشید مصلح با یه حمله ضربتی و شهادت طلبانه بیان و فروشنده ها رو بگیرن و حداقل ۱۰۰۰ نفری که گرفتن..جریمه کنن....

حالا اگه شما جاش بودین کدوم رو انتخاب میکردین؟

۱ : پیدا کردن کسی که اولین بار فیلم رو تکثیر میکنه

۲ : ۱۰۰۰ تا جریمه ۱۰ میلیونی ؟ که بابت نرفتن به زندان میتونن دوباره پول بدن و مبلغ با تخفیف به ۱۵ میلیون برسه؟

خداییش اگه من باشم که یه پولی هم میدم به یکی از بچه های پرسنل که زحمت دزدیدن فیلم رو بکشه....

راستی یادم رفت بگم مغازه من از اول سال ۸۸ یک دونه هم فیلم نفروخته و به فروشگاه نرم افزاری تبدیل شد....

خدا وکیل حیف نیست یه اکیپ نیروی مصلح شامل ۱ماشین بنز ۲ پنج نفر از نیروهای کارکشته یگان امداد . ۳ حدود ۱۰۰ میلیون اسلخه ای که حمل میکنن بیان و یه مغازه کلوپی رو خالی کنن؟

نه خدا وکیل حیف نیست؟

کلوپی که فرار نمیتونه بکنه . ستوان ۲ با یه سرباز میتونه همون کار رو بکنه + ماشین هم نمیخواد اونم از نوع بنز.......

به هر حال خسته نباشین.... خوصله ندارم از این بیشتر درباره چیزای مسخره ای حرف بزنم که چند ساله گریبان نیروی انتظامی رو گرفته و سال به سال هم بدتر میشه.....

شاید هم با این راه کمبود حقوقشون با گرفتن ر ش و ه حل میشه.....

صلاح مملکت خویش را خسروان دانند .... ببخشید بد دهن شدم......

میترسم اگه لینک دنلود رو بزارم دیگه دزد فیلم شناخته بشم و از انجام این کار بی خیال میشم....

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 88/03/10 و ساعت 22:17 |
 

(جواب نظر خصوصی)

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 88/03/10 و ساعت 22:13 |
ميخوام بگم دوست دارم ....

يا تو يا هيچ كس ديگه......

وقتي اين شعر از هنگامه رو با خودم زمزمه ميكنم ياد يه ضرب المثل ميوفتم



در کارگه کوزه گری رفتم دوش * * * دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگه یکی کوزه بر آورد خروش * * * کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟



نوشته شده در وبلاگ نوشته هاي بي منظور                    


+ نوشته شده توسط سجادE5 در 87/11/21 و ساعت 12:58 |
ببخشید مطلبی رو که قرار بود در مورد جشنواره فینال بنویسم ننوشتم(البته ببخشم بگم صحیح تره چون فقط خودمم که وبلاگم رو میخونم و لا غیر)

البته چیزهایی دیگه ههم بود که نوشتنم رو عقب انداخت از جمله  با امام هستیم که این روزها خیلی داره سر و صدا میکنه...

لازم به ذکره, خوشبختانه یا بد بختانه من از ما هستیمی ها نیستم ////

به طور اتفاقی تجمع مردم رو توی پنجشنبه ای که گذشت رو دیدم,من باید از فردوسی برم سر کار که توی بازار کرمانشاست رو همین حساب راهی جز سوار اتوبوس شدن ندارم چون خیابون یه طرفه است..

نزدیک میدان مصدق که شدم فکر کردم دعواست ولی یه چیز خیلی مشکوکم کرد ,دعوا و این همه موتوی؟

تا اینکه فهمیدم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجادE5 در 87/11/13 و ساعت 12:4 |
یه خبر مسخره توی روزنامه خوندم(تمام سینما های کرمانشاه تعطیل شدند الا سینما آزادی)

 برای بعضی ها خنده داره . برای بعضی های دیگه نگران کننده.برای بعضی ها جای تعمل داره .برای بعضی ها هم احساس افتخار..

درسته من فیلم رایت میکنم اونم به اسم تیراژ.ولی به خدا از دسته آخری نیستم...ولی اطمینان داشته باشید که امثال من که فقط ۴ تا ازش مونده ؛ پای سینمای ایران رو نشکستیم.....

اونایی که به دنبال دلیلش میگردین که فیلمتون چرا فروش نمیکنه......

سینمای کرمانشاه به یه جای کثیف تبدیل شده و دیگه جایی برای خانواده ها یا حتی افراد مجرد آبرو دار نمونده .(محیط بد جور کثیفه).......

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجادE5 در 87/10/27 و ساعت 11:55 |
بعد از حدود چهار ماه دوری از وبلاگ و اینترنت و دنیا و همه چیز امروز اومدم توی اینترنت.....

خیلی حالم خراب شد......

پسورد وبلاگ یادم رفته بود و نزدیک بود بزنم زیر گریه..... مشکلات کاری به من کرده که حتی پسورد وبلاگم هم فراموشم شده......

دلم پر از درده . اگه بخوام بگم دیگه میمیرم..... میخوام باشم .... میخوام بمونم ..... با مشکلات..... با سختی ها...... با خدا ..... با همه نعمتهای خدا....... 

ول کن نمیخوام بازم .... بگم.... خیلی وقته دیگه حس نکردم بیکسم..... دیگه نمیخوام فکرشم بکنم....

اینجا آخر دنیا باشه یا نباشه....تاشقایق هست زندگی باید کرد.....

     روز مادر مبارک

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 87/04/06 و ساعت 18:45 |
+ نوشته شده توسط سجادE5 در 86/11/10 و ساعت 22:44 |
یادش بخیرتنها چیزی که موقع باریدن برف به ذهنم میاد که بنویسم همینه  .................................
+ نوشته شده توسط سجادE5 در 86/10/25 و ساعت 20:56 |

دیروز یکی از سرد ترین روزهای سال یا میتونم بگم عمرم بود......شدید ترین برفی که دیده بودم یا یه چیزی شبیه بوران..

خیلی دلگیر بود ... نتونستم برم سر کارم . یه حس غریبی توی وجودم بود ... یه حسی که بهم میگفت قراره چیزی رو ببینم که توی عمرم ندیده بودم..... و باید میدیدم .... بعد از مدتها سرم داشت درد می کرد .... هر موقع بیکار میشدم بهش فکر میکردم ... آخه همه هستیم بود..... آخه به قول خودش پاره تنش بودم...... اشک توی چشام سرازیر شد و عکسش رو از گردنم بیرون آوردم و بوسیدمش ....

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجادE5 در 86/10/22 و ساعت 23:10 |
+ نوشته شده توسط سجادE5 در 86/10/05 و ساعت 22:56 |
                    از دسـت  غـم  فـرار کـنـم             کـــجــا  بــــرم   چـکـــار   کـنم
                    یکی نیست به دادم برسه             دل  مـــن اســیـــر  قــفــســه
 
                   اگه میون چاه دل فنا بشم              درون تنهایی  و غم رها بشم
                   یکی نیست به دادم برسه              د ل  مـــن   اســیـر قــفــســه

                   دیگه من تنهای تنها شدم              پیش چشم مردمان رسوا شدم
                   دل مــن خونــه ماتم شده              مــنـزل  غــصه  عــالــم   شــده
                   یکی نیست به دادم برسه              دل مـــــن  اســــیـــر  قــفــســه

                ای ن روزا  خـزون  پیری  رســیده         مـــــرغ    جــــوونـــی   پـــریــده
                چراغ  عمرم  دیگه خاموش شده         عشقم توی دلش فراموش شده
                یــکی نــیــسـت به دادم بــرسـه         د ل   مـــن   اســیــر  قــفــســه


+ نوشته شده توسط سجادE5 در 86/09/03 و ساعت 13:26 |
آدم وقتی که به این نتیجه میرسه که به جز عشقش چیزی نداره همون موقع به این نتیجه میرسه که عشق برای همه چیز کافیه...
+ نوشته شده توسط سجادE5 در 86/02/22 و ساعت 21:45 |
     برای خاطر خدا هم شده یه فکر بهتر بکنین

 

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 85/10/19 و ساعت 22:23 |

گاو مـــامــــا میکرد.

گوسفند بـــع بـــع میکرد.

سگ واق واق میکرد.

وهمه با هم فریاد میزدند حسنک کجایی؟

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.

او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن میکند . او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل میزند.

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت میزند.

دیروز که حسنک با کبری چت میکرد , کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.

کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت میکرد .

پتروس همیشه چای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد.

پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد میکرد جون زیاد چت کرده بود!!

او نمیدانست که سد تا چند لحظه دیگر میشکند . پتروس در حال چت کردن غرق شد!!

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود.

ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمیخواست لباسش را در بیاورد . ریزعلی چرغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت .

قطار به سنگ ها بر خورد کرد و منفچر شد . کبری و مسافران قطار مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت . خانه مثل همیشه سوت وکور بود. الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.

او حوصله مهمان ندارد . او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.

او در خانه تخم مرغ وپنیر دارد اما گوشت ندارد .

او کلاس بالایی دارد . او فامیل های پولدار دارد.

او آخرین بار که

گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.....

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 85/09/18 و ساعت 20:10 |

هم اکنون بيماران ديابتي ، تالاسمى ، کليوي ،

 هموفيلى و سرطانى به يارى شما احتیاج دارند .

شماره حساب 3434 بانک ملى شعبه اسکان منتظر

کمک‌هاى مردمى است. مهم نیست چقدر کمک کنید

 مهم این است که کمک کنید.

 

اگه نمیتونی کمک مالی کنی    دعا که میتونی بکنی

 

یا علی

 

 

.

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 85/09/12 و ساعت 20:1 |

 

.

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 85/08/10 و ساعت 4:5 |
                   یه جمله عاشقانه کنیایی

manibeb otafayihg mahkimen ek marefanetom taza dahgni

جالب اینجاس که اگه از آخر رو به اول هم بخونی همین معنی رو به زبان فارسی میده .

تقدیم به کسایی که توی متن پایین بهشون اشاره شده.

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 85/08/05 و ساعت 14:35 |
کاش میدونستم به شما چه ربطی داره ,شما آدمهای فضولی که عشقتون فقط دو به هم زنیه و همیشه این قدر باکلاسین که پنج نفری صبح تا شب میشینین توی خونه و برای این و اون حرف در میارین(تازه نماز هم میخونین و روزه هم میگیرین)..به قول معروف (یعنی خاک بر او سرت)
ولی خداوکیلی تا حالاچه سودی براتون داشته که میون ما دوتا جوون رو سد کردین.. مگه ما چه گناهی کردیم , یعنی اگه ما با هم نسبت فامیلی نزدیک تری داشتیم مشکلی نداشتیم؟ وشما این وسط خاله زنک بازی در نمیاوردین؟(عمرأ)
یعنی شما میگین این کاری که ما کردیم(حتی روحمون هم خبر نداره که چه کاری کردیم)گناه , زشته , بده .
تو کدوم دین این رو نوشته که اگه یه نفر بخواد یه قریبه رو بگیره گناهه؟
مگه من چه بدی در حق شما کردم که دارین این جوری میکنین .
خجالت بکشین عوض این که کمکمون کنین که ما زود تر به هم برسیم, میخواین رو سر ما خودتون رو با اصل و نسب نشون بدین .
البته میدونم که کچل خان(م)روز سیزده رجب , با یه اسب سفید اومد دم خونتون که شما اون رو به غلامی قبول کنین . سه روز بعد هم بدون این که شما دو تا تو این مدت همسایگیتون هم دیگه رو دیده باشین (چه برسه به این که با هم حرف زده باشین یا اگه حرف هم زدین من که نمیدونم) سر سفره عقد نشستین با مهریه(یه جلد توپ , سه شاخه تیر آهن 18 . و1500 تا سکه مبارک باد به نشانه 1500تا از کشته شدگان سونامی)چرا ناراحت شدی , حرف حق تلخه؟

بد بخت یه فکری به حال این پیست اسکیت بالای سرش بکن پس فردا زمستونه باید ایزوبامش بکنی که بینی اش چکه نکنه.(آخی حیوونی میگن جوونی هاش کله خوش تیپی داشته وفرق باز میکرده)

 
به نظر من اگه چمن مصنوعی بکنه بهتره (چون همش به فکر کلاس گذاشتن هستین) هم رنگ قشنگی داره هم پشه ها وقتی شبها میخوان بخوابن سر نمیخورن .
از این حرفها گذشته دیگه داره کاسه صبرم لبریز میشه..به خدا کاری میکنم مرغهای آسمون به حالتون کهیر بزنن,آدمهای بادمجون دور قاب چین.
هر کار که میخواین بکنین (یعنی کردین). به خدا آسمون بیاد زمین , زمین بره آسمون ,ما به هم میرسیم خودتون رو الکی خراب نکنین(یعنی خراب کردین خودتونو)

 خاله هتی تو تحدید هم بلد بودی و من خبر نداشتم .
فقط یه بار دیگه بشنوم باز دارین در مورد ما حرف میزنین حسابی حالتون رو میگیرم.. از ما گفتن بود.

ای اصل ونسب عالی بر اصل ونسب بالی
در محفل عشاق اگر این بود جوابت لعنت به تو و ضات خرابت

+ نوشته شده توسط سجادE5 در 85/08/02 و ساعت 2:22 |


Powered By
BLOGFA.COM


کدهای خفن جاوا اسکریپت